مداد رنگی ها مشغول بودند به جز مداد سفید، هیچکس به او کار نمیداد، همه میگفتند : تو به هیچ دردی نمیخوری، یک شب که مداد رنگی ها تو سیاهی شب گم شده بودند، مداد سفید تا صبح ماه کشید مهتاب کشید و انقدر ستاره کشید که کوچک و کوچکتر شد صبح توی جعبه مداد رنگی جای خالی او با هیچ رنگی پر نشد، به یاد هم باشیم شاید فردا ما هم در کنار هم نباشیم…
هر لذتی قابل استقبال است و هر دردی
هر لذتی قابل استقبال است و هر دردی
هر لذتی قابل استقبال است و هر دردی
تماس با ما
تولید شده با استفاده از مواد تمیز و غیر سمی، محصولات ما برای همه امضا شده است. ساخته شده با استفاده از مواد تمیز و غیر سمی، محصولات ما امضا شده اند
© کپی رایت 2024. کلیه حقوق محفوظ است.
1 دیدگاه
لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است